تبليغاتX
با دهانی پر از سیب تا نبض خیس صبح
با دهانی پر از سیب تا نبض خیس صبح
یک فانوس خیس فقط برای تپش
غریب الوقوع!
 

 

روزهای جالبیست آینده مبهم پیش رو .

همین است که دیوانه ام میکند .این ابهام بی پرده که هر لحظه ولعم را بیشتر میکند .

همین ندانستن ...بی خبر بودن ...همین واژه ی دلنشین غیر مترقبه بودن وسوسه ی ماندن را در وجودم

لبریز میسازد .

گیجی لحظات است که مرا با خود میبرد .سوالات بی پاسخ است که از این ثانیه تا ثانیه ی بعد همراهیم میکند .

ندانستن و غریب الوقوع بودن به اندازه ی جذبه ی نگاه یک رهگذر مرا شیفته میسازند .

همین غافلگیری شیرین است که تو را منتظر نگاه میدارند .منتظر روزهایی که بی صیرانه تو را به فردا میرسانند .

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 18:16 توسط سپید |